تبلیغات
کارگاه شعر میعادگاه - طلوع می‌کند اکنون به روی نیزه سری
 
کارگاه شعر میعادگاه
مجموعه شعرهای خواندنی و زیبا
درباره وبلاگ


مجموعه شعرهای خواندنی و زیبا از شاعران ایرانی

مدیر وبلاگ : میعادگاه


نظرسنجی
مایل به خواندن مطالب این وبلاگ در كدامیك از زمینه ها هستید؟





نشسته سایه‌ای از آفتاب بر رویش

به روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسویش 


کجاست یوسف مجروح پیرهن چاکم

که باد از دل صحرا می‌آورد بویش


کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم

کسی چنان که به مذبح برید چاقویش


نشسته است کنارش کسی که می‌گرید

کسی که دست گرفته به روی پهلویش 


هزار مرتبه پرسیدم از خودم او کیست

که این غریب نهاده‌است سر به زانویش؟ 


کسی در آن طرف دشت‌ها نه معلوم است

کجای حادثه افتاده است بازویش 


کسی که با لب خشک و ترک ترک شده‌اش

نشسته تیر به زیر کمان ابرویش

 

کسی‌ست وارث این دردها که چون کوه است

عجب که کوه ز ماتم سپید شد مویش 


عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان

که عشق می‌کشد از هر طرف به هر سویش 


طلوع می‌کند اکنون به روی نیزه سری

که روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسویش


شعر از استاد فاضل نظری

 

آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس


طرح از محمد آذرکیش





نوع مطلب : شعر مذهبی،  شاعران نامی،  شعر، 
برچسب ها : شعر، شعر مذهبی، فاضل نظری، شعر محرم، شعر امام حسین ع، شعر عاشورا، شعر کربلا،





تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه